تبليغاتX
من از دیار شیران کردم

نامزد هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه اسلام آباد غرب و دالاهو

 




Image and video hosting by TinyPic


خدایا !! نمی دانم چه باید بگویم و شکوایه خود را به کدام دادگاه صالح و عدالی جز محضر تو برم !

خدایا ! همین را میگویم و سکوت می کنم !؟!
وقتی دوستان مجتبی جلیلیان ، بهتر بگویم ، وقتی دوستداران اسلام و انقلاب دلیل رد صلاحیت من را شندیدند مات و حیرت زده ، فقط تاسف خوردند !!
و دشمنان نظام خندیدند و تمسخر کردند !!

خدایا ! تو به واسطه این انقلاب و خون شهدا به من آبرو دادی ، من از خود چیزی نداشته و ندارم ، همگی امانت توست ، پس خود بهتر از من میدانی که چه کنی !!

اگر خواسته ام را اجابت کنی ، لطفت شامل حالم شده و اگر هم اجابت نکردی ، قطعا حکمت توست !!
پس ، الهی ! راضیم به رضای تو .
خود فرمودی :
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 1 توسط مجتبی جلیلیان |

سلامی با تمام وجودم به همه همشهریها . هم ولایتی ها . بزرگ و کوچک .زن و مرد . دوستتان دارم هر چند که از شما دورم اما اگر دورم تمام وجودم با شماست .

 چرا که جوانیم را و زیبا ترین و قشنگترین ساعات و دقایق عمرم را در کنار تان گذراندم .

 اوقاتی را که من به عنوان یک سرباز کوچک با دلی پر تلاطم . چشمهایی بیدار . روحی بلند و قلبی آرام به امید خشنودی حق و رضایت شما مردم با هجده یا نوزده سال سن در کنار دیگر سربازان این مرزو بوم برای حفظ امنیت :

  معلمی که باید فردا با آرامش خاطر درس دین و زندگی به فرزندان دیارم دهد .

 پزشکی که با آرامش طبابت کند .

دانشجویی که در راحتی خیال به پژوهش و تحصیل بپردازد .

 نانوایی که نان داغ بر سفره مردم بگذارد .........

و امروز وقتی که من وارد شهر می شوم ....

                                                                                    ادامه دارد .....

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 3 توسط مجتبی جلیلیان |