هاشمی رفسنجانی سند زنده انقلاب است .

نماینده ۵/۱ میلیون رای مردم تهران ، رئیس چهارمین دوره مجلس خبرگان شد .
خدا را شکر که نگهبان و پاسدار پیر نظام رئیس خانه خبرگان شد .
چه کسی جز این پیر فرزانه چنین لیاقت و شایستگی را داراست .
این انتخاب شایسته را بر همه دوستداران و هواداران نظام و انقلاب تبریک عرض می نمایم .
رسول منتجب نیا : قائم مقام حرب اعتماد ملی :
قائم مقام حزب اعتماد ملی خطاب به جریانهای اخیر حمله به هاشمی گفت: «آقایان نقل قولی از امام(ره) درباره خود بیاورند تا بتوانیم آنان را با آقای هاشمی مقایسه کنیم.
رسول منتجبنیا در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب درباره حملات اخیر به هاشمی در خصوص چاپ کتاب خاطرات وی با عنوان «به سوی سرنوشت» اظهار داشت: «تاریخ انقلاب ما نشان میدهد بسیاری از تصمیماتی که در طی این تاریخ گرفته شده، مستند به اخبار و گزارشهایی بوده که شخصیتهایی مانند آقای هاشمی نقل کردهاند و بسیاری از صحنههای انقلاب که باعث افتخار برای کشور و انقلابیون است و در تاریخ ماندگار شده منتسب به چهرههایی مانند آقای هاشمی رفسنجانی است.
وی افزود: جملهای که حضرت امام درباره ایشان فرمودند نه از روی احساس بلکه کاملا از روی ادارک و تعقل بود که :هاشمی زنده است چون انقلاب زنده است.
این روحانی اصلاحطلب ادامه داد: «امام(ره) رابطهای ناگسستنی میان آقای هاشمی و انقلاب برقرار کردند و لذا این اعتماد را نسبت به ایشان داشتند. اکنون آقایانی که در این باره خدشه میکنند ارتباط خود با امام(ره) را مشخص کنند. جملاتی از حضرت امام(ره) درباره خودشان بیاورند و مشخص کنند ریشه آنها تا کجای تاریخ است. آیا به قبل از انقلاب و دوران مبارزه میرسد و یا طی همین چند سال قطع میشود.
منتجبنیا اضافه کرد: «اگر آنها همین نوع جملات از حضرت امام(ره) و همین فاکتورها را از مردم و اندیشمندان و انقلابیون داشتند آن گاه جای بحث دارد که آنها را مقایسه کنیم که آیا هاشمی جلوتر است یا آنها. اما اگر ریشهای نیافتیم باید گفت که این تعارضی است میان یک شخصیت ریشهدار و اصیل و فردی که خود جزء سندهای زنده انقلاب است با افرادی که ریشه و سندی ندارند و لذا قابل مقایسه نیستند.
قائم مقام حزب اعتماد ملی در پایان گفت: «و البته اینجاست که مردم و اندیشمندان قضاوت میکنند و حتی وجدان خود این افراد به این قضاوت خواهد نشست.
من نمی دانم که این چه فرهنگ و چه اخلاق زشتی است ، وقتی یک مدیر توانمند با گروهی از همراهان متعهد و متخصص فعالیتها و خدمات ارزنده ای را در مدت زمانی که متصدی امور هستند انجام می دهند و پس از آنکه بنا بر هر دلیلی از آن سمت یا کنار گذاشته می شوند و یا کنار می روند ومسئولیت به کسانی دیگر واگزار می شود ، بلافاصله تمام خدمات انجام شده آنها زیر سوال رفته و حتی در برخی از موارد نیز شخصیت آنها را به چالش های مختلف می کشانند .
آری درد اینجاست ، مشکل همین است ، بجای اینکه با فرهنگ و اخلاق سیاسی درست که نشات گرفته از دین مبین اسلام باشد شخصیت ها و عملکردها را منصفانه و منطقی مورد تحلیل و بررسی قراردهیم فقط و فقط ، خواسته و ناخواسته راه تخریب را پیش گرفته ایم .
البته پرداختن به هر موضوعی مستلزم داشتن علم و اگاهی لازم در آن خصوص است که متاسفانه اقلب کسانی که در مورد مسائل سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی در جامعه ما سخن می گویند و یا در مصدر قدرت و مسئولیت هستند علم ، آگاهی و اطلاعات تخصصی و در برخی از موارد حتی ابتدایی را نیز ندارند . راحت تر بگویم و قتی کسی درد را نمی شناسد چگونه می تواند آن را بررسی نموده و دوایی برای درمان آن تجویز نماید .
البته منظور من از این مطلب این نیست که کسی نبایید از درد ها سخن بگوید و یا سخن گفتن از درد و مشکلات دیگر فایده ای ندارد و باید عمل نمود . اتفاقا من این نوع تفکر را قبول ندارم و این نوع نگرش برخی از روشنفکران که در سالهای اخیر مطرح می شود که :
« دیگر حرف زدن فایده ای ندارد و از « درد » سخن گفتن بیهوده است ، تا کنون همیشه حرف می زدیم و از درد می گفتیم و هیچ کاری نکردیم و وارد عمل نشدیم . بنابر این باید به دوران حرف خاتمه داد و هر کس برای اصلاح شهر و خانواده اش ، باید وارد عمل شود . »
دکتر علی شریعتی در پاسخ به چنین تفکر و نگرشی اینگونه می نویسد که :
« به نظر من در این مورد سهل انگاری پیش آمده است ، زیرا ما تا کنون حرف نمی زدیم و از درد سخن نمی گفتیم و درباره درد ، تحلیل و دقت علمی درست نمی کردیم . بلکه فقط از درد می نالیدیم ، و بدیهی است که از درد نالیدن بی ارزش است .
ما تا کنون به هیچ وجه درباره دردهای روانی و اجتماعی مان درست حرف نزدیم .گاه ممکن است این اشتباه پیش آید ، که خیال کنیم ما دردها را می شناسیم و باید در پی درمانش برویم ، اما متاسفانه باید گفت : ما دردها را نمی شناسیم .
کسانی که وارد عمل شدند و مشکلات و انحرافات و بدبختی هایی را که ، در مرحله عمل ، انسان تجربه می کند ، دیدند و تجربه کردند، خوب می فهمند و احساس می کنند که تا چه حد درباره درد ، کم حرف زده ایم ! و درباره شناخت دردها و فساد ها و انحرافات ، آگاهی مان اندک است !!!
...... این ادعای بسیار ناشیانه ای است ، که بگوییم خیلی حرف زدهایم و دیگر نباید حرف زد !! ما فقط خیلی نا لیده ایم . من هم معتقد م که نالیدن از درد را باید کنار گذاشت و در باره درد و از درد ،«عالمانه» و دقیق سخن گفت .
ما معتقد به اسلام هستیم و پیرو مکتبی که واقعیت گرا و منطقی است .
مکتب ما به می آموزد که بدور از هر حب و بغضی عملکردها را ببینیم ، خوبیها را از زبان هرکس ، هر حزب و هر گروه که باشد در راستای سازندگی ، عمران و پیشرفت کشور بشنویم و بعد هم مشوق باشیم .
کمی ها و کاستیها را با نقد منصفانه و دلسوزانه مورد تحلیل و بررسی قرار داده و با ارائه راهکار های اصولی مدیران مربوطه را یاری و کمک نماییم و مهمتر از همه این که " نقد منصفانه باعث دلگرمی مجریان می شود و این دلگرمی نیز حاصلی جز تلاش صادقانه و خالصانه و در نهایت رسیدن به پیشرفت و تعالی جامعه نخواهد داشت . "
نقد و تشویق منصفانه در واقع خود نوعی امر به معروف و نهی از منکر لسانی و نظارتی همگانی است ، چرا که این کار باعث می شود مجریان امر به کار و کوشش اصولی وادار شده و هم اینکه توجه و دقت به نقاط ضعف کارهایشان بیشتر خواهد شد .
متاسفانه در چند دهه گذشته هیشه شاهد کشمکش هایی سیاسی بوده ایم که اقدامات انجام شده دولتهای گذشته را نفی کرده اند و گاهی اوقات این نقد ها آنقدر غیر منصفانه و غیر معقول بوده است که اگر اسناد و مدارک و یا مشاهدات عینی خودمان نبود ( با این همه نقد ها ، شایعات ، تهمت ها ، تخریب ها ) به یقین می رسیدیم که دولتهای گذشته هیچ کاری در جهت عمران و آبادانی و ساخت زیر بناهای اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و قضایی انجام نداده اند .
البته یقین دارم مشاهدات سطحی هر شهروند ایرانی نیز می تواند حقیقت را با دیدن این همه سد ، پل ، جاده ، اتوبان ، خطوط راه آهن ، صنایع تولیدی بزرگ و کوچک ، ساخت دانشگاها و فضاهای فرهنگی و علمی با تامین زیر ساختهای آنها ، راه اندازی نیروگاهای عظیم انرژی ، کسب مقامهای برتر المپادهای علمی ، فرهنگی و ورزشی در سطح جهان و....... درک کند .

آری کسب این همه افتخار و سربلندی در حودو ۲۷ سال از گذشت این انقلاب می تواند سندی محکم برای خدمت صادقانه همه دولت مردان ما در طول این مدت زمان باشد .
نمی دانم نفی این همه خدمات انجام شده در این نظام می تواند به سود چه کسی باشد ؟؟؟؟